. - تاریخ: 1402/8/16 ساعت: 14:53
نه در حادثه ای جان باختن که غوغا کند و نه در جایی از پای درآمدن که راهشان ادامه یاید .برای ترک اعتیاد و دوباره زندگی به کمپ ترک اعتیاد رفته بودن .. رفتن برای بازنگشتن .. ** به یاد مرگ غریبانه ی حادثه آتش سوزی شهر لنگرود نـوشــته شده در: شنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۲ | 16:36 | به قلم: سمیه | Adblock test (Why?)
- تاریخ: 1401/10/27 ساعت: 18:49
این شوخی نامردان است که امید میدهند و سپس بازپس میگیرند.و برنومیدشدگان از تهِ دل میخندند.** خدایا تو که از این شوخی ها با ما نداری ؟ :( نـوشــته شده در: شنبه ۱۹ آذر ۱۴۰۱ | 23:59 | به قلم: سمیه | Adblock test (Why?)
این من هستم - تاریخ: 1399/8/3 ساعت: 4:26
چالش  رو از طرف فرید دانشور قبول میکنم ۱ : احساسات درونی من و چیزی که بروز میدم کاملا متفاوته ۲: من به اندازه یه کوک ساده هم خیاطی بلد نیستم۳ : من به ورزشه
خانم آ - تاریخ: 1398/10/18 ساعت: 16:06
جالبه که حس بویایی ادم ها هم حافظه تاریخی داره .. حتما پیش اومده با حس کردن یه رایحه خاطراتی براتون زنده بشه . من بارها و بارها بوی عطر بسیار خوشبویی در جاهای مختلفی به مشامم میرسه که برام یاداور ناظم کلاس اولم هست . یه ناظم فوق العاده خوش پوش ، میانسال ، و بی نهایت بداخلاق که حتی دانش آموزهای زرنگ ...
معما - تاریخ: 1398/10/18 ساعت: 16:06
فکر کنم تو وبلاگ پرژین بود که خوندم، حداقل سالی یکبار زنگ موبایلتون رو عوض کنید !! واسه اونهایی که تو زندگی رو دور تکرار می چرخن تغییر زنگ موبایل اونم بعد از یه سال ،شاید یه دگرگونی به حساب بیاد .
قلک - تاریخ: 1398/10/18 ساعت: 16:06
از راستای خیابونی که یه بقالی داره رد می شدم فاصله ام تا رد شدن ازش زیاد بود .صاحبش داخل بود که من صدا و تصویرشو نداشتم ولی دختربچه ای که داشت تو خرت و پرت های ولو شده ی دم در دنبال قلک پلاستیکی ارزون
گاهی صبور نباشیم - تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 4:01
باید اعتراف کنم امشب در کامنت دادن با یک آدم ابله و دهن گشاد باختم. باختم چون موفق شد شان من رو به اندازه ای پایین بیاره که باهاش بحث کنم .. لطفا شما مثل من صبور با حوصله نباشید گاهی لازمه مثل خیلی ا
پست موقت - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 10:13
نمی دونم چرا بیشتر کامنتهای پست قبلی (بجز اقای ج و جناب سید محسن) خصوصی بودن! :)) و تقریبا همه هم در انتقاد بسیار تند نسبت به نظرم درباره موضوع طرح شده ..با یه متن طولانی توضیح بدم :
قصه های بابام - تاریخ: 1398/8/22 ساعت: 1:31
گوریل فهمیم یه بخش تو وبلاگش داره به اسم قصه های بابام. با ارزوی سلامتی همه پدرها و مادرها منم می خوام چنین قصه ای رو هر از گاهی تو وبلاگم بنویسم .gouril
سی و یک شهریور - تاریخ: 1398/8/22 ساعت: 1:31
پاییز هر چقدر هم که رنگارنگ و زیبا باشه ولی غروبهای دلتنگ کننده ای داره که باعث میشه من پاییز رو دوست نداشته باشم .** فردا بازگشایی مدارسه من از اونهایی هستم که هیج وقت دلم هوای مدرسه و درس و مشق رو
آرین - تاریخ: 1398/8/22 ساعت: 1:31
اری .. دنیا قبل از تولد ابانی ها بیآبان بود.. حالا تو به دنیا اومدی تا ما بیآبان نباشیم .آرین برادرزاده عزیزم شاید دنیا جای قشنگی نباشه ولی چقدر خوب که تو اومدی تا ما از این به بعد دنیا رو بخاطر تو زیبا و زیباتر ببینیم .عزیزم تولدت مبارک ❤❤۱۸ ابان یه روز خوب از سال ۱۳۹۸
ای وای از گذر عمر - تاریخ: 1398/3/3 ساعت: 20:20
می گذرداما ردی به جا می گذارد مثل چروک های عمیق پیشانی می گذردو چون می خراشد و به استخوان می رساند هم ملال هست هم غم هست هم رنج روزگار
سیلاب - تاریخ: 1398/3/3 ساعت: 20:20
ممنون از دوستانی که احوالپرس وضعیت من و شهر هستند. منزل ما قسمت بالایی شهر هست و در مسیر سیلاب قرا نداریم ولی نیمه پایین شهر به شدت تخربب شده و اب بسیاری ،منازل رو در بر گرفته که با همراه با قطع شدن
جور استاد به از مهر پدر - تاریخ: 1398/3/3 ساعت: 20:20
حواسمون باشه چقدر کارهای ساده و بی اهمیت زیادی در زندگیمون وجود داره که آرزوی خیلی از ادمهای دیگه است. ** برادر عزیزم خواهر عزیزم روز معلم مبارک ***تبریک به دوستان وبلاگی: خرمالوی شیرین / سحر /شهید گمنام /سعید / خلیل / علی رضا رضایی و ..و با تشکر از مریم جان دوست عزیز و گرامی :))تاربچه ی روز معلم
15 اردیبهشت - تاریخ: 1398/3/3 ساعت: 20:20
**15 اردیبهشت 98 و نهمین سال وبلاگنویسی**بیاد دوستان قدیمی وبلاگنویس وارزوی سلامتی برای اونها هر کجا که هستن
من در قفسم و تو ازادی و رها - تاریخ: 1398/3/3 ساعت: 20:20
اردیبهشت 98 تصویر پنجره اتاق منزل عکاس : خودم
تصادف - تاریخ: 1397/12/12 ساعت: 7:44
دیشب ساعت ۸ انتهای کوچه ی خودمون با ماشین پارک کرده پسر هیچی ندار (... )همسایمون تصادف کردم نمیدونم چطور شد فرمون از دستم سر خورد و زدم به در شاگردش ...اومد بیرون و اونچه که لایق خود بی خانوادش بود ب
یادم تو را فراموش - تاریخ: 1397/11/24 ساعت: 14:51
کارهایی که باید فردا انجام بدم رو یه کاغذ نوشتم که مثلا فراموش نکنم در عرض چند دقیقه که کیفم رو مرتب و چندتا جا به جایی انجام دادم ، نمیدونم کاغذ رو کجا گذاشتم . هر چی دنبالش گشتم پیدا نشد ^^ علاج فراموشی یادداشت هست ، علاج گم کردن یادداشت چیه ؟
۹۸ - تاریخ: 1397/11/24 ساعت: 14:51
در تمام دکه های روزنامه فروشی شهر آگهی شده که تقویم ۹۸ رسید ۹۷ نرفته خبر ۹۸ آمد ...
موسیقی - تاریخ: 1397/11/24 ساعت: 14:51
اقای مترجم من رو به چالش پنج اهنگ مورد علاقه دعوت کرده:)۱: برادر جان با صدای داریوش. این ترانه بسیار زیبا و بی نهایت غمگین برای من یاداور خاطرات دهه هفتاد هست دهه ای که برای ما اوج کتابخوانی ،روزنام

برچسب‌های مرتبط

روزانه چقدر آب بخوریم | روزانه چند کالری بسوزانیم | تاوان سادگی | تابستانه کتاب | تابستانه رادیو | تابستانه مدل مانتو | تابستانه مانتو | تونیک تابستانه | کفش تابستانه | غریبانه کویتی پور