«عطش دارم
نوشابه نداریم
یخ
مشگی»
از دیالوگهای پایانی محسن تو ابد و یک روز هست.
بهترین فیلمیه که دیدم بدون کوچکترین سیاه نمایی .یک فیلم با واقعیتهای درست اجتماعی غیر قابل انکار .بنظر من شاید فیلمنامه نویسش چنین زندگی رو از نزدیک دیده که چنین استادانه دیالوگ نوشته .من چنین زندگیهایی رو دیدم رب گوجه گرفتن مادر ٬ تو سری خور بودن نوید ٬ بحثهای بی پایان خواهر و برادری ٬ خواهر زاده بی تربیت ٬دلتنگیهای خانوادگی و... به واقعی ترین شکل ممکن به تصویر کشیده شده.ابد و یک روز بنظرم سرنوشت مرتضی بود که در پایان فیلم بازهم در زندان مشکلات خانوادگی باقی ماند
+ هفت ماهگی را ببینید فیلم خوبی است:)
نـوشــته شده در: سه شنبه سی ام خرداد ۱۳۹۶ | 18:28 | به قلم: سمیه |
برچسب:
نویسنده: کوروش باقری