+یازده تا دانش آموز ( ۷ دختر ۴ پسر) دارم که هشت نفرشون روز اول آک بند مغزی بودن
+ این بچه ها خیلی فحش رکیک+18 میدادن .دختر و پسر هم نداره همه به هم میگن .تونستم تو کلاس و حیاط مدرسه کنترلشون کنم ولی پشت مدرسه کهه دستم بهشون نمیرسه همدیگرو میشورن ..
+ یه روز داشتیم بازی اعداد میکردیم گفتم تا ده میشمرم دخترها بپرن ! یهو دیدم هم پریدن ! سری بعد گفتم پسرا بپرن دوباره همه پریدن ! مطمین شدم مفهوم دختر و پسر رو نمیدونن واسه همین گفتم هر کی دختره دستش بالا که دیدم پسرا هم دستشونو بردن بالا ..خلاصه دختر بودن و پسر بودن رو هم نمیدونستن !!
+ الان از اون آک بندها چهارتاشون خوب شده :))
+ به بچه ها گفتم یه داستان درباره گربه بگید : یه اتفاقاتی رو به گربه نسبت میدادن که گفتن نداره !!
برچسب:
نویسنده: کوروش باقری